Ernesto Che Guevara Code 1 Tableau تابلو شاسی چوبی رهبر طرح چه گوارا کد 1

مشاهده جدول مشخصات
  • انتخاب مجدد

توضیحات

ارنستو « چه » گِوارا ( به اسپانیایی : Ernesto ” che ” Guevara‎؛ ۱۴ ژوئن ۱۹۲۸ – ۹ اکتبر ۱۹۶۷) پزشک، چریک، دیپلمات، نظریه‌پرداز جنگی و انقلابی مارکسیست زادهٔ آرژانتین و یکی از شخصیت‌های اصلی انقلاب کوبا بود . چهره و ظاهر او به‌ طور فراگیر به عنوان یکی از  نمادهای پادفرهنگ انقلابی و یک نشان حماسی جهانی شناخته‌شده در فرهنگ عامه تبدیل شده‌است

به عنوان دانشجوی جوان پزشکی ، گوارا آمریکای جنوبی را سفر کرد و با مشاهده فقر ، گرسنگی و بیماری ، روحیه مبارزه در وی پدیدار شد . تمایل رو به فزون او برای نقش‌آفرینی در مبارزه برای سرنگونی آنچه استثمار کاپیتالیستی آمریکای لاتین توسط ایالات متحده آمریکا می‌دانست ، او را ترغیب کرد تا با اصلاحات اجتماعی گواتمالا تحت ریاست‌جمهوری خاکوبو آربنز همراه شود ، اما طولی نکشید که آربنز در اثر کودتایی که سازمان سیا در حمایت از کمپانی یونایتد فروت ترتیب داده بود ، وادار به کناره‌گیری شد و این واقعه ایدئولوژی سیاسی گوارا را تحکیم کرد . پس از آن در مکزیکو سیتی با رائول و فیدل کاسترو دیدار کرد و به جنبش ۲۶ ژوئیه آن‌ها پیوست و با هدف سرنگون‌کردن فولخنثیو باتیستا ، دیکتاتور کوبا که تحت حمایت ایالات متحده بود ، با کشتی گرانما عازم کوبا شد . گوارا بسیار زود میان انقلابیون به چهره‌ای برجسته تبدیل شد و به درجه فرمانده دوم ترفیع یافت . او در دو سال مبارزات چریکی علیه باتیستا که منجر به انقلاب کوبا شد ، نقشی کلیدی ایفا کرد .

پس از انقلاب ، گوارا در دولت جدید عهده‌دار نقش‌ های کلیدی متعددی شد ؛ از این مناصب می‌توان به بررسی درخواست‌ های تجدید نظر و تیرباران افرادی که از سوی دادگاه‌های انقلابی به «جنایت جنگی» محکوم شده بودند ، رهبری اصلاحات ارضی کوبا به عنوان وزیر صنایع و نیز رهبری نهضت سوادآموزی موفق کوبا ، فعالیت به عنوان رئیس بانک ملی و مدیر آموزشی قوای مسلح کوبا و انجام سفرهای بین‌المللی به عنوان نماینده سوسیالیسم کوبا اشاره کرد . چنین موقعیت‌هایی او را قادر می‌کرد تا در مسائل مهمی مانند تعلیم شبه‌نظامیان کوبایی که در حمله به خلیج خوک‌ها به پیروزی رسیدند و انتقال موشک‌های بالستیک هسته‌ای شوروی به کوبا که منجر به بحران موشکی کوبا در ۱۹۶۲ شد، عهده‌دار نقشی محوری باشد. علاوه بر این، او یک نویسنده و خاطره‌نویس چیره‌دست بود که آثاری مانند یک کتاب راهنمای جنگ چریکی و کتاب پرفروش خاطرات موتور سیکلت را نوشته‌است . تجربیات و مطالعاتش در مارکسیسم–لنینیسم او را به این باور رسانده بود که عقب‌ماندگی و وابستگی جهان سوم نتیجه از امپریالیسم ، استعمار نو و سرمایه‌داری انحصاری ناشی می‌شود و انترناسیونالیسم پرولتری و انقلاب جهانی تنها چاره رهایی از این وضعیت است . چه گوارا در سال ۱۹۶۵ میلادی کوبا را با هدف صدور انقلاب ترک کرد ؛ او نخست در شورش سیمبا در کنگو شرکت کرد و پس از ناکامی ، تلاشش را در بولیوی در آمریکای لاتین از سر گرفت اما توسط ارتش آن کشور با کمک سازمان سیا دستگیر و به سرعت اعدام شد .

نظرات درباره گوارا و میراثش متفاوت است ؛ او برای گروهی شخصیتی محترم و برای گروهی دیگر منفور است و این تناقض را می‌توان در بسیاری از زندگی‌نامه‌ها ، خاطرات ، مقالات ، مستندها ، آهنگ‌ها و فیلم‌های مرتبط با او مشاهده کرد . « شهادت » چه گوارا ، ندای شاعرانه او برای مبارزه طبقاتی و تلاشش برای خلق « انسانی نو » که به جای مشوقه‌های مادی ، به وسیله انگیزه‌های اخلاقی پیش رانده می‌شود ، او به یکی از اصلی‌ترین نمادها و الگوهای جنبش‌های چپ تبدیل کرده‌است . اما راست‌گرایان چه را به اقتدارگرایی و توسل به خشونت علیه رقبای سیاسی متهم می‌کنند . با وجود این اختلافات ، مجله تایم از او به عنوان یکی از ۱۰۰ فرد تأثیرگذار قرن بیستم نامبرده‌است . همچنین به گفته دانشگاه هنر مؤسسه مریلند ، تصویر او که توسط آلبرتو کورد ا انداخته شده و چریک اسطوره‌ای نام دارد ، معروف‌ترین عکس جهان است .

اوضاع آمریکای جنوبی پیش از چه گوارا

آمریکای لاتین در نیمه نخست قرن بیستم شاهد جنبش‌ها و مبارزات انقلابی و اصلاح‌گرایانه در کشورهای مختلفی بود . انقلاب ۱۹۱۰ مکزیک می‌تواند نخستین این جنبش‌ها محسوب شود و این مبارزات توسط جنبش‌هایی چون ائتلاف مردمی انقلابی آمریکا در پرو و حرکت دموکرات در ونزوئلا ادامه پیدا کرد . این جنبش‌ها به دنبال بهتر کردن وضعیت زندگی سیاه‌پوستان ، فقرا ، بی‌سوادان و استثمار شدگان بودند . با این حال، طبقه حاکمه قدرتمند بود و توانایی حفظ خود را داشت، ایالات متحده با تغییر مخالف بود و در مردم قاره حس «اطاعت» و «تابعیت» وجود داشت ؛ نتیجتاً ، روند ایجاد تغییر به کندی پیش می‌رفت .

در آرژانتین ، قوای نظامی در سال ۱۹۴۳ کودتا کردند که در نتیجه آن ، قدرت به خوآن پرون رسید . دو سال نخست ریاست‌جمهوری او شاهد افزایش سطح رفاه و حقوق بود اما وقایع جهانی باعث بحران در آرژانتین شد ؛ پس از پایان جنگ جهانی دوم ، آمریکا طرح مارشال را با هدف مبارزه با کمونیسم در اروپا به اجرا گذاشت . از جمله بخش‌های طرح مارشال ، تأمین غله موردنیاز اروپا بود و باعث شد آرژانتین که اقتصادی مبتنی بر کشاورزی داشت ، بازارهای اصلی خود را از دست بدهد . افزایش جمعیت شهرنشین نیز بر کاهش صادرات کشاورزی اثر گذاشت زیرا مصرف محصول در داخل کشور افزایش پیدا کرده بود . نبود کالاهای اساسی میان سال‌های ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۲ باعث افزایش شدید قیمت‌ها شد و درپایان پرون در سال ۱۹۵۵ با کودتایی نظامی سقوط کرد و به تبعید رفت .

در کوبا فولخنثیو باتیستا با کودتایی به سال ۱۹۵۲ قدرت را در دست گرفته و دیکتاتوری نظامی بر پا کرده بود . در آن زمان ، یک سوم جمعیت کشور « فقیر » محسوب می‌شدند و طبقه متوسط ناراضی و اندازه آن رو به رشد بود ؛ اقتصاد مبتنی بر شکر دیگر نمی‌توانست پاسخگوی نیازهای آنان باشد. رژیم حاکم در نظر مردم سرکوبگر و فاسد محسوب می‌شد و مردم را با خود بیگانه کرده بود. در آن عهد، کوبا جمعیتی به اندازه ۶٫۳ میلیون نفر داشت . سرانه تولید ناخالص داخلی آن کشور در میان کشورهای آمریکای لاتین سوم بود ، اما اختلاف بزرگی میان فقرا و ثروتمندان وجود داشت . زمین‌های شرق کشور تحت سلطه زمین‌داران بزرگ بود که به صادرات محصولات کشورزی مشغول بودند . اختلاف سطح زندگی میان هاوانا و دیگر مناطق کشور و همچنین میان مناطق شهری و روستایی به خوبی قابل تشخیص بود .

سال‌های اولیه زندگی

 

چه گوارا نوجوان ( چپ ) در کنار خانواده‌اش ( ۱۹۴۴ میلادی ) . در کنار او از چپ به راست : سلیا ( مادر ) ، سلیا ( حواهر ) ، روبرتو ، خوآن ، مارتین ، ارنستو ( پدر )، و آنا ماریا

چه گوارا نخستین فرزند از پنج فرزند چه گوارا لینچ و سلیا ده لاسرنا بود که در۱۴ ژوئن ۱۹۲۸ ، در روساریوی آرژانتین در خانواده‌ای از طبقه فرادست متولد شد . پدر چه گوارا یک صنعت‌گر و معمار بود . او در رشته معماری تحصیل کرده بود اما هیچ‌گاه موفق به دریافت مدرک نشد . او (ارنستوی پدر) از سمت پدر تباری اسپانیایی و از سمت مادر تباری ایرلندی داشت و نسلش به لوئیس ماریا پرالتا که زمین‌داری ثروتمند و شهردار سن خوزه کالیفرنیا در آغاز قرن ۱۹ بود، می‌رسید .

خوان آنتونیو گوارا ، پدر پدربزرگ ارنستو گوارا ( ارنستوی پسر ) ، آرژانتین را در جریان تب طلا به مقصد کالیفرنیا ترک و آنجا با زنی مکزیکی ازدواج کرد . فرزند آن‌ها ، روبرتو گوارا کاسترو ، در کالیفرنیا متولد شد و به آرژانتین بازگشت . روبرتو گوارا با آنا ایزابل لینچ ، زنی آرژانتینی از تبار ایرلندی ، ازدواج کرد و ارنستو گوارا لینچ ، پدر ارنستو (چه) گوارا ، از آن دو زاده شد . پدر ارنستو با توجه به طبیعت پر جنب و جوش او ، گفت که  « نخستین چیزی که باید بدانید ، این است که در رگ‌های پسر من خون شورشیان ایرلندی جریان دارد . »

سلیا ده لاسرنا ئی لیوزا ، مادر ارنستو گوارا ، از خانواده‌ای ثروتمند اسپانیایی‌تبار برخاسته بود . او در جوانی پدر و مادرش را از دست داده بود و در سن ۲۱ سالگی (سال تولد ارنستو) ارثیه هنگفی به او رسیده بود . سلیا ده لاسرنا از یک مدرسه کاتولیک دخترانه فارغ‌التحصیل شده بود . نام گوارا در شناسنامه « ارنستو گوارا » بود ، اما گاه با پسوند « دو لا سرنا » یا/و « لینچ » نیز نوشته شده‌ است .

مدت کوتاهی پس از تولد گوارا ، خانواده‌اش به دلیل کار پدرش به سان ازیدرو نقل مکان کرد . در همان شهر بود که والدین ارنستو پی بردند او به آسم دچار است . پس از عدم موفقیت در درمان او ، آن‌ها وادار شدند به خاطر آب و هوا به آلتا گراسیا در استان کوردوبا در مرکز آرژانتین منتقل شوند . گوارا و دو خواهر و دو برادرش در همان شهر و سپس در مرکز استان بزرگ شدند و هوای خشک منطقه در بهبود وضعیتش اثرگذار بود اما آسم تا پایان زندگی او را رها نکرد .

خانواده گوارا دیدگاه‌های چپ‌گرایانه داشت و از این‌رو ، او در سن کم با مکاتب سیاسی مختلف آشنا شد و « احساس نزدیکی » با فقرا بسیار زود در ارنستیتو ( آن زمان نزدیکانش این‌گونه او را خطاب می‌کردند ) شکل گرفت . پدر او از طرفداران سرسخت جمهوری‌خواهان در جنگ داخلی اسپانیا بود و اغلب در خانه خود از سربازان آسیب‌دیده جنگ میزبانی می‌کرد …

انقلاب کوبا

جنگ انقلابی

نخستین قدم در نقشه انقلابی کاسترو حمله به کوبا به واسطه مکزیک با استفاده از رزمناو بسیار قدیمی به نام « گرانما » بود . آن‌ها در روز ۲۵ نوامبر ۱۹۵۶ به سمت کوبا راه افتادند . اما کمی پس از پهلو گرفتن ، ارتش باتیستا به آنها حمله کرد ؛ عده‌ای کشته شدند و عده دیگری هم پس از دستگیری اعدام شدند . از میان ۸۲ نفر حاضر در کشتی ، تنها ۲۲ نفر توانستند پس از حمله یکدیگر را پیدا کنند . گوارا در این نبرد تجهیزات پزشکی خود را کنار گذاشت و مهماتی را که یکی از رفیق‌هایش انداخته بود برداشت و جنگید . این اتفاق به لحظه‌ای نمادین در زندگی چه تبدیل شد .

اندک انقلابیونی که زنده مانده بودند ، در اعماق کوه‌های سیرا مائسترا گرد یکدیگر آمدند . چریک‌های شهری فرانک پایس ، اعضای جنبش ۲۶ ژوئیه و کشاورزان محلی از آنان حمایت می‌کردند . با عقب‌نشینی گروه به طرف کوه‌ها ، دنیا تا آغاز سال ۱۹۵۷ از زنده‌بودن کاسترو بی‌اطلاع بود ، تا این که هربرت متیوز مصاحبه‌ای از او را در روزنامه نیویورک تایمز به چاپ رساند . این مقاله تصویری ابدی و تقریباً اسطوره‌ای از کاسترو و چریک‌ها مجسم کرده بود . گوارا در مصاحبه حاضر نبود اما در ماه‌های آتی به اهمیت رسانه‌ها در انقلابشان پی برد . کمبود مهمات و از دست‌دادن روحیه و نیز حساسیت به نیش پشه ، وضعیت ناگواری برای چه ایجاد کرده بود ، به گونه‌ای که آن دوره را « دردناک‌ترین روزهای جنگ » توصیف کرده‌است .

220px CheMuleFull
گوارا سوار بر یک قاطر در کوبا، نوامبر ۱۹۵۸

گوارا هنگامی‌که میان کشاورزان معیشتی فقیر کوه‌های سیرا مائسترا مخفی شده بود ، متوجه شد که آنجا مدرسه ، برق و دسترسی حداقلی به مراقبت‌های بهداشتی وجود ندارد و بیش از ۴۰ درصد بزرگسالان بی‌سواد هستند . با ادامه جنگ ، گوارا به عضوی جدایی‌ناپذیر از ارتش شورشی تبدیل شد و نظر « کاسترو را با شایستگی ، دیپلماسی و صبر » جلب کرد . او کارگاه‌هایی برای ساخت نارنجک ، کوره‌هایی برای پخت نان و مدارسی برای آموزش خواندن و نوشتن به روستاییان بی‌سواد ایجاد کرد . گوارا همچنین کلینیک‌های بهداشتی ، کارگاه‌هایی برای آموزش تاکتیک‌های نظامی و نیز روزنامه‌ای برپا کرد . در این زمان فیدل کاسترو او را به درجه فرماندهی ستون دوم ارتش ترفیع داد . سه سال بعد ، مجله تایم چه را « مغز کاسترو » نامید .

گوارا که دومین فرمانده عالی‌رتبه چریک‌ها بود ، نظم و انضباط سخت‌گیرانه‌ای طلب می‌کرد و گاه به چریک‌هایی که تلاش می‌کردند فرار کنند ، شلیک می‌کرد . فراریان به عنوان خائن مجازات می‌شدند و معروف بود چه گروه‌هایی برای ردیابی آن‌ها می‌فرستد . نتیجتاً ، او به دلیل بی‌رحمی خود به شخصی هراس‌افکن تبدیل شد . در خلال مبارزات چریکی گوارا همچنین شماری از مردانی که متهم به خبرچینی ، فرار یا جاسوسی بودند را به صورت خودسرانه اعدام کرد . او در خاطرات روزانه خود ، نخستین اعدام خودسرانه را کشتن اوتیمیو گرا ، یکی از دهقانان محلی می‌داند که به عنوان راهنمای ارتش انتخاب شده بود . گرا هنگامی‌ که مشخص شد مقر شورشیان را در ازای ۱۰ هزار پزو در اختیار نیروی هوایی کوبا قرار داده‌ است ، به خیانت اعتراف کرد و اعدام شد . جمع‌آوری چنین اطلاعاتی به ارتش باتیستا توانایی به آتش کشاندن خانه‌های روستاییانی را می‌داد که به انقلابیون یاری می‌رساندند . گرا از چریک‌ها درخواست کرد اعدام را زود انجام دهند و چه شخصاً قدم جلو گذاشت و به سر او شلیک کرد . گوارا خود می‌نویسد : « اوضاع ناخوشایندی برای افراد و اوتیمیو بود ، بنابراین من با یک گلوله پیستول .۳۲ با شلیک به سمت راست مغز که از لوب گیجگاهی خارج شد به مسئله خاتمه دادم . » یادداشت‌ های علمی و توصیفات او از واقعیت در نظر جان اندرسون ، یکی از زندگی‌نامه‌نویسان او ، نشان از « دوری چشمگیری از خشونت » دارد . سپس گوارا روایتی ادبی از این حادثه با عنوان « مرگ یک خائن » منتشر کرد که در آن خیانت و درخواست پیش از اعدام گرا مبنی بر اینکه انقلاب « از فرزندانش مراقبت کند » را به « مَثَلی انقلابی دربارهٔ رستگاری از طریق فداکاری » تبدیل کرد .

چه گوارا باوجود رفتار سخت‌گیرانه و بی‌رحمانه ، به عنوان فرمانده ، خود را معلم زیر دستانش می‌دانست و در اوقات فراغت ، با خواندن آثار افرادی چون رابرت لویی استیونسن و میگل د سروانتس و نیز شعر غنایی اسپانیایی آنان را سرگرم می‌کرد . گوارا تحت تأثیر اصل « سواد بدون مرز » از خوزه مارتی ، به چریک‌ها دستور داده بود به کشاورزان بی‌سواد که کنار آن‌ها زندگی می‌کردند و می‌جنگیدند خواندن و نوشتن آموزش دهند و این برنامه را « نبرد با جهل » لقب داده بود . توماس آلبا یکی از زیر دستان گوارا ، سپس گفت « باوجود سخت‌گیر و عبوس‌بودن چه ، عاشق او بودیم و حاضر بودیم زندگی خود را برای او بدهیم . »

فیدل کاسترو ، به عنوان افسر ارشد گوارا ، او را فردی باهوش ، جسور و یک رهبر نمونه توصیف کرده‌است که « از نظر روحی بر سربازان خود سلطه داشت » . کاسترو در ادامه گفت که گوارا بیش از حد ریسک‌پذیر بود ؛ طوری که حتی ( به حماقت می‌مانست . ) جوئل ایگلسیاس ، ستوان نوجوان زیر دست گوارا ، بعضی از اقدامات مخاطره‌آمیز او را در خاطرات خود بازگو کرده و متذکر شده‌ است که رفتار چه در نبرد ، حتی تحسین دشمن را نیز بر می‌انگیخت . ایگلسیاس به خاطر می‌آورد که یک مرتبه در نبرد زخمی شد و « چه بدون توجه به گلوله‌ها به سمت من دوید ، مرا روی شانه‌اش انداخت و از آنجا خارج کرد . نگهبانان حتی جرئت نمی‌کردند به او شلیک کنند … سپس آن‌ها به من گفتند هنگامی دیدند او بدون در نظر گرفتن خطر و با اسلحه غلاف می‌دود ، تحت‌تاثیر قرار گرفتند و جرئت نکردند شلیک کنند . »

گوارا در راه‌اندازی ایستگاه مخفی رادیویی رادیو شورشی در فوریه ۱۹۵۸ نقشی حیاتی داشت . این رادیو اخبار را از دید جنبش ۲۶ ژوئیه برای مردم کوبا مخابره می‌کرد و همچنین ارتباط رادیویی میان شورشیان که شمارشان رو به افزایش بود را در سراسر جزیره ممکن می‌کرد . گویا گوارا با مشاهده اثربخشی استفاده سازمان سیا از رادیو با هدف برکناری دولت آربنز در گواتمالا ، تصمیم به ایجاد این ایستگاه رادیویی گرفت .

نیروهای دولتی کوبا برای سرکوب شورش، تصمیم گرفتند زندانیان شورشی را در لحظه اسارت اعدام کنند . آن‌ها همچنین به‌طور منظم برای ایجاد رعب و وحشت ، غیرنظامیان را دستگیر ، شکنجه و اعدام می‌کردند . تا مارس ۱۹۵۸ ، ادامه چنین اقداماتی از سوی رژیم باتیستا سبب شد ایالات متحده فروش سلاح به دولت کوبا را متوقف کند . در پایان ژوئیه سال ۱۹۵۸ ، در نبرد لاس مرسدس ، ستون تحت فرمان گوارا موفق شد نیروی ۱۵۰۰ نفره ژنرال کانتیلو را که قصد داشت نیروهای کاسترو را محاصره و نابود کند ، متوقف کند . سال‌ها بعد ، سرگرد لاری بوکمن از سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده آمریکا در تحلیل نبرد لاس مرسدس ، عملکرد تاکتیکی گوارا را « درخشان » توصیف کرد . گوارا همچنین در این مدت در استفاده از تاکتیک بزن‌درو علیه ارتش باتیستا « خبره » شد .

با شعله‌ورتر شدن جنگ ، فرماندهی ستون جدیدی که با هدف حمله پایانی به هاوانا اعزام شده بود ، به گوارا محول شد . آنان مسیری طاقت‌فرسا را پیاده در مدت هفت هفته طی کردند . آنان برای در امان ماندن از کمین دشمن تنها شب‌ها راه می‌رفتند و اغلب برای چند روز غذا نمی‌خوردند . در روزهای پایانی دسامبر ۱۹۵۸ ، گوارا موظف شد با تصرف استان لاس ویاس واقع در مرکز کوبا ، جزیره را به دو قسمت تقسیم کند . در تنها چند روز ، او با مجموعه‌ای از « پیروزی‌های تاکتیکی درخشان » تمام استان ، غیر از مرکز آن سانتا کلارا ، را تحت کنترل گرفت . گوارا سپس « جوخه انتحار » خود را در نبرد سانتا کلارا ، واپسین پیروزی سرنوشت‌ساز نظامی انقلاب ، رهبری کرد . در شش هفته منتهی به نبرد ، گاه نیروهای او کاملاً محاصره می‌شدند و مهمات کافی در اختیار نداشتند . پیروزی پایانی چه ، باوجود برتری نفری دشمن با نسبت ۱۰ به ۱ از نظر برخی ناظران « یک نمونه چشمگیر در برگرداندن ورق در جنگ‌های نوین » محسوب می‌شود .

220px Che SClara
پس از نبرد سانتا کلارا ، یکم ژانویه ۱۹۵۹

رادیو شورشی نخستین گزارش‌ها مبنی تسلط ستون گوارا سانتا کلارا را در شب سال نو ۱۹۵۸ مخابره کرد . اما رسانه خبری ملی اخبار متناقضی را گزارش می‌کرد و یک بار حتی خبر از کشته‌شدن چه در نبرد داد . در ساعت ۳ بامداد ۱ ژانویه ۱۹۵۹ ، باتیستا که مطلع شده بود ژنرال‌هایش خودسرانه در حال مذاکره برای صلح جداگانه با گوارا هستند ، سوار بر هواپیما، در حالی که بیش از ۳۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ دلار با خود می‌برد ، به جمهوری دومنیکن فرار کرد . روز بعد در ۲ ژانویه ، گوارا برای اینکه شهر را تحت کنترل پایانی خود بگیرد ، وارد هاوانا شد . رسیدن فیدل کاسترو شش روز دیگر طول کشید ؛ او طی مسیر برای جذب حمایت مردمی در شهرهای بزرگ توقف کرده بود و درپایان در روز ۸ ژانویه ۱۹۵۹ ظفرمندانه وارد هاوانا شد . در مجموع دو سال جنگ انقلابی، ۲٬۰۰۰ نفر کشته شدند .

در میانه ژانویه ۱۹۵۹ ، گوارا برای بهبودی از حمله آسم به ویلایی تابستانی در تارارا رفت . او در آنجا گروه تارارا را به راه انداخت که در مورد توسعه اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی کوبا بحث و برنامه‌ریزی می‌کردند . چه همچنین نوشتن کتاب جنگ چریکی را آغاز کرد . در ماه فوریه ، دولت انقلابی به پاس نقش گوارا در پیروزی ، او را « شهروند متولد کوبا » اعلام کرد . هنگامی که هیلدا گادآ در پایان ژانویه وارد کوبا شد ، گوارا به او گفت که با زن دیگری وارد رابطه شده‌ است و آن دو تصمیم به طلاق گرفتند که در ۲۲ مه پایانی شد . در ۲ ژوئن ۱۹۵۹ ، او با آلیدا مارس ، از اعضای جنبش ۲۶ ژوئیه که در کوبا متولد شده بود و از پایان ۱۹۵۸ با چه زندگی می‌کرد ، ازدواج کرد. گوارا برای ماه عسل خود با آلیدا در ماه ژوئن به تارارا بازگشت . در مجموع ، او از دو ازدواج خود صاحب پنج فرزند شد .

بولیوی ، دستگیری و اعدام

در پایان سال ۱۹۶۶، مکان چه گوارا هنوز برای عموم نامشخص بود، هر چند نمایندگان جنبش استقلال موزامبیک ( FRELIMO ) گزارش دادند آن‌ها در پایان سال ۱۹۶۶ با او در دارالسلام ملاقات کردند . این دیدار در مورد پیشنهاد گوارا برای کمک به پروژه انقلابی آن‌ها بود که موزامبیکی‌ ها در نهایت آن را رد کردند . در سخنرانی روز جهانی کارگران در سال ۱۹۶۷ در هاوانا ، وزیر دفاع نیروهای مسلح ، سرگرد خوان آلمیدا گفت گوارا « جایی در آمریکای لاتین مشغول خدمت به انقلاب است . »

بولیوی

پیش از عزیمت به بولیوی ، گوارا ظاهر خود را تغییر داد تا شناخته نشود ؛ او ریش‌های خود را تراشید و موهایش را کوتاه و خاکستری کرد . در ۳ نوامبر  ۱۹۶۶ ، گوارا با نام جعلی آدولفو منا گونزالز به صورت مخفیانه از مونته ویدئو با هواپیما راهی لا پاز شد . او خود را یک تاجر میانسال اروگوئه‌ای و از کارکنان سازمان کشورهای آمریکایی معرفی کرد .

سه روز پس از ورود به بولیوی، گوارا با هدف تشکیل ارتش چریکی خود ، لا پاز را به مقصد مناطق روستایی جنوب شرقی این کشور ترک کرد . نخستین اردوگاه گوارا در منطقه دورافتاده نیانکاوآزو برپا شد اما تعلیم ارتش چریکی در آن اردوگاه خطرناک بود و کار پیش نمی‌رفت . او هایدی تامارا بونکه بیدر که با نام مستعار تانیا شناخته می‌شد را به عنوان عامل اصلی خود در لا پاز منصوب کرد . تانیا اصالتاً اهل آلمان شرقی و متولد آرژانتین بود .

قوای چریکی گوارا از حدود ۵۰ نفر تشکیل شده بود و تحت عنوان ارتش آزادی‌بخش ملی بولیوی فعالیت می‌کرد . اینان به خوبی مسلح بودند و در مناطق کوهستانی کامیری در ماه‌های اولیه ۱۹۶۷ در درگیری‌های اولیه با ارتش بولیوی به موفقیت‌هایی دست پیدا کردند . در نتیجه پیروزی‌های پیاپی نیروهای گوارا در بهار و تابستان ۱۹۶۷ ، دولت بولیوی شمار آنان را بیش از اندازه واقعی تخمین زد .

محققان موارد زیر را دلایل شکست گوارا در به ثمر رساندن انقلاب در بولیوی می‌دانند :

  • گوارا انتظار داشت معارضان محلی دولت بولیوی با او همکاری کنند اما چنین نشد . همچنین حزب کمونیست بولیوی تحت رهبری ماریو مونخه که به شوروی ( و نه کوبا ) گرایش داشت ، از او پشتیبانی نکرد . گوارا در خاطرات خود که پس از مرگ او کشف شد ، حزب کمونیست بولیوی را « غیرقابل اعتماد ، غیر وفادار و احمق » توصیف کرده‌است .
  • او تصور می‌کرد تنها با ارتش بولیوی که نیروهایش به خوبی تعلیم داده نشده بودند و امکانات کافی نداشتند ، روبرو شود و اطلاع نداشت دولت ایالات متحده گروهی از کماندوهای مرکز فعالیت‌های ویژه سازمان سیا و دیگر عوامل عملیاتی را برای کمک به نیروهای ضد شورش بولیوی اعزام کرده‌است . همچنین ارتش بولیوی نیز تحت تعلیم و مشاوره نیروهای ویژه ارتش ایالات متحده ، از جمله تکاوران ارتش، قرار داشت .
  • همچنین قرار بود گوارا ارتباط رادیویی خود با هاوانا را حفظ کند . دو فرستنده موج کوتاه که دولت کوبا در اختیارش گذاشته بود معیوب بودند ؛ نتیجتاً ، چریک‌ها نمی‌توانستند ارتباط برقرار و تدارکات مورد نیاز خود را تأمین کنند .

به علاوه ، گوارا معروف بود که ستیز را به سازش ترجیح می‌دهد و این عملکرد را در جنگ چریکی خود در کوبا نشان داده بود . این امر در عدم توفیق او در ایجاد رابطه با رهبران شورشی بولیوی مؤثر افتاد ، همان‌طور که در کنگو نیز چنین شده بود . این گرایش چه در کوبا نیز خود را نشان داده بود اما مداخلات و راهنمایی‌های به موقع فیدل کاسترو مانع از بروز اختلافات گردیده بود .

نتیجه پایانی آن بود که گوارا در جذب مردم محلی برای پیوستن به شبه‌نظامیان خود طی یازده ماه تلاش ناکام ماند . بسیاری از مردم منطقه مقامات و نظامیان بولیوی را در جریان مکان و تحرکات چریک‌ها قرار می‌دادند . گوارا در واپسین روزهای مبارزات خود در بولیوی در خاطراتش نوشت که « دهقانان به ما یاری نمی‌رسانند ، بلکه در حال تبدیل شدن به خبرچین هستند . »

فیلیکس رودریگز ، تبعیدی کوبایی که برای مرکز فعالیت‌های ویژه سازمان سیا کار می‌کرد ، به ارتش بولیوی در تلاش برای دستگیری گوارا مشاوره داد . علاوه بر او ، مطابق ادعای مستند دشمنِ دشمن من محصول سال ۲۰۰۷ ، کلاوس باربی ، جنایتکار جنگی نازی ، نیز از دیگر مشاوران سازمان سیا بود و احتمالاً مستقیماً به آنان کمک می‌کرد .

220px Statueduchelahiguera
یادبود گوارا در لا ایگرا

در ۷ اکتبر ۱۹۶۷ ، یک خبرچین نیروهای ویژه بولیوی را از محل اردوی قوای چریکی گوارا در دره یورو مطلع کرد . صبح روز ۸ اکتبر، آن‌ها منطقه را با ۱۸۰ سرباز در دو گروه محاصره و به داخل دره پیشروی کردند . نبردی آغاز شد و در آن گوارا که به همراه سیمون کوبا سارابیا نیروها را فرمانده می‌کرد ، مجروح و اسیر شد . برناردینو هوانکا ، از گروهبانان ارتش بولیوی ، ماجرا را این چنین گزارش می‌کند : با نزدیک شدن تکاوران بولیوی ، گوارا که دو مرتبه زخمی شده بود و اسلحه‌اش به کاری نمی‌آمد ، سلاح‌های خود را به نشانه تسلیم انداخت و خطاب به سربازان فریاد کشید : « شلیک نکنید ! من چه گوارا هستم و من زنده ارزش بیشتری برای شما دارم ، تا مرده . »

عصر روز ۸ اکتبر گوارا را دست‌بسته به مدرسه‌ای فرسوده در لا ایگرا ، روستایی در همان نزدیکی ، منتقل کردند . برای یک نصفه‌روز ، او در برابر بازجویی توسط افسران ارتش بولیوی مقاومت می‌کرد و تنها به صورت آهسته با سربازان آن‌ها صحبت می‌کرد . یکی از آن سربازان ، خلبان هلی‌کوپتر خای‌مه نینو دو گوزمن ، چه را « مخوف » توصیف می‌کند . به گفته گوزمن ، ساق پای راست گوارا گلوله خورده بود ، موهایش خاک‌آلود و لباس‌هایش پاره شده بودند و پاهایش را با غلاف‌های چرمی سخت بسته بود . باوجود وضعیت نامناسب ، « چه سرش را بالا گرفته بود ، مستقیم در چشمان طرف مقابل نگاه می‌کرد و تنها چیزی که می‌خواست ، چیزی برای دود کردن بود . » گوزمن می‌گوید با « ترحم » به او یک کیسه کوچک توتون برای پیپش داد ، گوارا لبخند زد و از وی تشکر کرد . در شب ۸ اکتبر ، کاپیتان اسپینوزا ، از افسران ارتش بولیوی ، وارد مدرسه شد و تلاش کرد پیپ گوارا از دهانش بردارد که چه با وجود دستان بسته‌اش به او لگد زد . گوارا همچنین چند ساعت پیش از اعدام خود به صورت آدمیرال اوگارتچه که تلاش کرده بود او را بازجویی کند، تف کرد .

روز بعد در ۹ اکتبر ، گوارا درخواست کرد معلم مدرسه روستا ، زن ۲۲ ساله‌ای به نام جولیا کورتز ، را ببیند . او سپس گوارا را « مردی خوش‌قیافه با نگاهی نرم و طعنه‌آمیز » توصیف کرد که در هنگام مکالمه کورتز نمی‌توانست مستقیم به چشمانش بنگرد زیرا « نگاهش تاب‌ناپذیر ، رسوخ‌کننده و آرام بود . » گوارا به معلم گفت این « ضد تربیتی » است که انتظار رود کودکان روستایی در چنین جایی تحصیل کنند ، « در حالی که مقامات دولتی مرسدس سوار می‌شوند . » گوارا گفت این چیزی است « که ما علیه آن مبارزه می‌کنیم . »

مدتی بعد در همان صبح ۹ اکتبر ، رنه بارینتوس ، رئیس‌جمهور بولیوی ، دستور داد گوارا کشته شود . هر چند گفته می‌شود دولت ایالات متحده متمایل بود گوارا برای بازجویی بیشتر به پاناما برده شود ، این دستور توسط فیلیکس رودریگز به واحدی که گوارا را در اختیار داشت منتقل شد . ماریو تران ، گروهبان ۲۷ ساله ارتش بولیوی که ادعا می‌کرد سه نفر از دوستانش ، همگی با نام کوچک ماریو ، در درگیری با چریک‌های گوارا کشته شدند ، برای اعدام او داوطلب شد . او درحالی‌ که نیمه‌ مست بود ، درخواست کرد به گوارا شلیک کند . دولت بولیوی قصد داشت پس از کشتن گوارا به صورت رسمی اعلام کند او در جریان درگیری کشته شده‌ است و نتیجتاً ، رودریگز به تران دستور داد به سر چه شلیک نکند تا زخم‌های گلوله با روایت دولتی سازگار باشد . گری پرادو ، سروانی که نیروهای تحت امرش گوارا را اسیر کرده بودند ، گفت که بارینتوس دستور اعدام فوری گوارا را صادر کرده بود زیرا احتمال داده می‌شد او از زندان فرار کند و نیز بدین طریق از نمایش و درام محاکمه علنی که امکان بهره‌برداری از آن وجود داشت ، جلوگیری شود . بارینتوس هرگز انگیزه خود برای کشتن فوری گوارا ، به جای اقدامات دیگر مانند محاکمه او یا بیرون کردنش از کشور و تحویل دادنش به مقامات آمریکایی ، را فاش نکرد .

فیلیکس رودریگز حدود ۳۰ دقیقه پیش از کشته‌شدن گوارا تلاش کرد تا او را وادار به اعتراف در مورد محل اختفای دیگر چریک‌ها که آزاد بودند ، کند اما گوارا پاسخی نداد . سپس رودریگز و چند سرباز دیگر به گوارا کمک کردند سر پا ایستد و او را بیرون کلبه بردند . رودریگز و دیگر سربازان با گوارا عکس دسته‌ جمعی گرفتند و رودریگز به گوارا اطلاع داد قرار است اعدام شود . کمی بعد ، یکی از سربازانی که از گوارا محافظت می‌کرد ، از او پرسید « آیا به جاودانگی خود فکر می‌کنی ؟ » و گوارا پاسخ داد : « نه ، من به جاودانگی انقلاب می‌اندیشم . » چند دقیقه بعد ، تران برای شلیک به او وارد کلبه شد ؛ گوارا برخاست و و واپسین کلمات خود را بر زبان آورد : « می‌دانم که تو برای کشتن من آمدی . شلیک کن ، بزدل ! تو تنها می‌خواهی یک نفر را بکشی ! » تران برای لحظه‌ای درنگ کرد ، سپس ام۲ کارابین را به سمت گوارا نشانه گرفت و به بازوها و پاهای چه شلیک کرد . گوارا که روی زمین به خود می‌پیچید ، یکی از مچ‌های خود را گاز گرفت تا جلوی فریاد کشیدن خود را بگیرد . شلیک بعدی تران زخم کشنده‌ای در سینه گوارا ایجاد کرد . مطابق گفته رودریگز ، گوارا در ساعت ۱:۱۰ پس از ظهر به وقت محلی درگذشت . در مجموع تران ۹ بار به گوارا شلیک کرد ، پنج بار به پاها ، یک بار به شانه و بازوی راست و یک بار در سینه و گلو .

هرگاه مرگ به سراغ ما آید ، خوش آید ، به شرط آن‌که فریاد ما به گوش شنوایی رسد و دست دیگری برای اسلحه‌های ما دراز شود .

گورنوشته چه گوارا که چند ماه قبل از مرگ آماده کرده بود

گوارا چند ماه پیش از مرگ ، در جریان کنفرانس همبستگی سه‌قاره که واپسین حضور عمومی‌اش بود ، گورنوشته خود را آماده کرد تا بر روی قبرش حک شود .

مشخصات کلی
جنس چوب
سایز 8 یا 10 میل ( بسته به سایز متغیر )
نوع کاغذ گلاسه ی مات و یا ابریشمی
جای میخ

راهنمای اندازه

کیفیت محصولات را میتوانید از بخش فروشگاه ( قسمت فیلتر محصولات ) انتخاب کنید ، هر چقدر روزولشن محصول بالاتر باشد سایز بزرگتری را پوشش میدهند ، مثلا محصولی با کیفیت 3K به راحتی در سایز 13 در 18 تا 50 در 70 چاپ میشود و کوچکرین افتی در کیفیت ندارد و محصولاتی که در صفحه فروشگاه تگ کیفیت در پایین سمت چپ تصویر ندارند بیشتر مناسب سایز های پایین هستند جهت اطمینان از کیفیت محصول در سایز بالا قبل از خرید کد آن از طریق تیکت یا تماس با ما در ارتباط باشید .

امتیاز و نظر کاربران

5 / 0
میانگین امتیاز 0 امتیاز و رای
  • وزن و ابعاد
  • جنس چوب و بدنه
  • کارایی
  • نوآوری و خلاقیت
  • طراحی و زیبایی
  • سهولت در حمل
  • توانایی گردآوری نور
  • سهولت در استفاده
تابلو شاسی چوبی رهبر طرح چه گوارا کد 1
  • تصاویر
  • توضیحات محصول
  • جدول مشخصات
  • راهنمای اندازه
  • نظرات کاربران